Smart watch…
-
تاریخ: 1405/7/6 ساعت: 7:10
تابستان اینجا دو سه هفته ای هست که تمام شده است... اما برای من هنوز آخرهای شهریور است و هنوز تابستان... در روز جاری دو سه ساعتی بیشتر دانشگاه نبودم. Je y قرار بود پول ثبت نام کنفرانس را برایم پرداخت کند، شاید اگر این نبود اصلا امروز نمیرفتم... برخلاف روزها و هفته های گذشته که سخت و ساعت ها در حال کا...
Extra points
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
این روزها دارم با یک سونامی بزرگ از کارها دست و پنجه نرم میکنم. فکر کنم یکی از سونامی های واقعی هست. ظاهرا بقیه سونامی ها فقط موجی با ارتفاع زیاد بودند. یک ایمیل از MDPI برای Minor revision باز اندکی فکرمان را مشغول کرد ولی در حدی نیست که خیلی تمرکز را به هم بریزد. جاوید ایمیل زد که برای مقاله overv...
محسن
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
نمی دانم چرا دیگر نمیتوانم با گوشی اینجا بنویسم... حالا هم هوس نوشتن کرده بودم و لب تاب را از خواب بیدار کردم... خب معلوم هست با این لب تاب حرف p را نمیتوانم تایب کنم... حالا بجای p از همان ب استفاده می کنم...برای سومین هفته متوالی این آخر هفته هم قرار است سری به استکهلم بزنم... هفته بیش خیلی از ابه...
مریم…
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
خیلی جلو پنجره منتظر بودم تا هم محلی ها حداقل یه ترقه ای یا فواره ای بزنند ولی خب ظاهرا امسال نزدند و اگر زدند خیلی کم بود... درست است که سال نو میلادی از نظر حس و حال هیچ ربطی به من ندارد ولی خب ۲۰۲۵ هم تمام شد و امیدوارم در سال بهروز اتفاقات به خوبی پیش برود...اگرچه دلم سفره هفت سین میخواهد در کن...
98
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
سه روز هست که اینترنت و تماس با ایران قطع شده است. امروز را عملا جز چک کردن چند پیج و کانال خبری کار دیگری نکرده ام... نگرانم و افکاری گاه به شدت منفی سراغم می آید. گاهی هم سعی میکنم که مثبت فکر کنم...داشتم با خودم فکر می کردم که در این سال های اخیر خیلی اتفاقات را در کنار خانواده و در ایران نبوده ا...
هتل بورگن…
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
هتل بورگن… اگر بخواهم از اوضاع خودم بگویم اینطور هست که از نظر روحی و روانی بشدت پایین هستم... دلایلش هم معلوم است... اینترنت قطع هست و نمیتوان با خانواده و دوستانم در ایران صحبت کنم... بشدت دلتنگ مادر و خانواده هستم... هرچند دوباری اما کوتاه خودشان با من تماس گرفته اند... ولی این اصلا کافی نیست. حت...
کراوات…
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
ماجرا تمام نشد و همچنان ادامه دارد و احتمال خیلی بالا اگر اتفاق غیره منتظره ای نیوفتد ادامه خواهد داشت...در روز جاری از ساعت حدودا ۶ ابتدا کردم به تمیزکاری خانه و همین حالا که مینویسم نیم ساعتی بیشتر نیست که تمام کرده ام... اگرچه کلی لباس و چیزهای دیگر هم هست که باید شستشو شود.. زمان آینده را باید ی...
سیمونه…
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
سیمونه… جنگ، کلمه ای که خیلی ها دست کم گرفتند... الان هم نمیدانند چه بر سر ما و خودشان آوردند... هنوز بندشان گرم هست و این درد را بعدها قشنگ خواهند چشید...این روزها نمیدانم دارم چه میکنم... و شاید جنگ درونی خودم را هم دارم... هنوز که هنوز هست و با این همه رفت و آمد ها هنوز هم نمی دانم مجد را چکار ک...
۱۴۰۴…
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
۱۴۰۴… ۱۴۰۴ هم گذشت... چه ها که بر سر ایران نیامد... از جنگ خرداد ماه بگیر تا ماجراهای دی ماه و جنگی که از اسفند ماه ابتدا شده و همچنان ادامه دارد... سالی عجیب... نمیدانم ته این ماجراها چه می شود ولی همچنان نگرانم و هر روز بیشتر به نگرانی هایم اضافه می شود... هر آخر سال می نشستم و متنی طولانی را می ن...
پازل…
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 0:00
امروز قرار گذاشته بودم ساعت ۵ عصر از دانشگاه بیایم خانه، اما تا ۶ طول کشید... امیدوارم دیگر زمان آینده همه مقاله ۸ را بخوانم و نهایی کنم. تازه بعد از این کار، جاوید میخواهد پروژه تازهی ابتدا کند... حالا باید دید سطح و حجم پروژه چگونه هست و بعد تصمیم گرفت که باید وارد fight شد یا نه...از دیشب هم که آ...
سامر اسکول….
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 9:58
در مسیر استکهلم به کارستاد، در گوشه انتهای اتوبوس هدفن به گوش دارم و آهنگ های علیرضا قربانی را گوش میکنم. پیش بینی کرده بودم که ممکن است باخت دهم، اما واقعا باخت دادم.شاید این باخت بیشتر به نفع من بود. واقعا الان که میبینم حوصله میخواست و من واقعا هنوز توانایی رشد و پروش یک رابطه را (حداقل این مدلی ...
PSO
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 9:58
فردا میتینگ دارم، می شود گفت آخرین میتینگ قبل از سفر به ایتالیا و ایران است... امیدوارم خوب پیش رود و نکته چالش برانگیزی نداشته باشد.اینجا تابستان اگرچه همه جا سرسبز شده است، اما خلوتتر از حتی زمستان هم شده است. حس دلتنگی هایی که زمستان داشتم انگار دارد تابستان هم تکرار می شود... بشدت منتظر هستم این...
پیزا…
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 9:58
وقتی که اینجا تندتند مینویسم، یعنی اوضاع روحی و روانی پریشان است. نمیدانم، احساس میکنم تنهاتر از همه دوران سپری شده زندگیام هستم، حتی تنهاتر از دورانی که در ایتالیا بخاطر کرونا در خانه حبس شده بودم...نباید اینجور پیش بروم، باید اوضاع را سامان دهم... اگرچه برای سامان دادن اوضاع هیچ برنامهای و ایدهای ...
Hold on...
-
تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 20:27
شاید بهترین اسم برای این روزهای من را می شود Hold on گذاشت. ظاهرا برای همه چیز باید دست نگه داشت و همچنان صبر کرد. از چیزهای کوچک تا اتفاق های بزرگ همه در وضعیت Hold on هستند، از ایمیل های روتین که برای استاد و اگزمینرم زده ام تا ماجرای پرداختی Summer school و همچنین قضیه هلند. این قضیه هلند هنوز رو...
Angers…
-
تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 16:02
اینبار از فرانسه مینویسم، ارائهام در کنفرانس فرانسه همانی بود که انتظارش را داشتم اما نهایتا جایزه بهترین مقاله به من تعلق نگرفت و شاید همین نکته امروزم را دلگیرتر کرد. در مجموع تجربه مفیدی بود، اگرچه نمیتوانم اسمش را تجربه خوب بگذارم...هنوز ماجرایی که پست قبلی مطرح کرده بودم معلق است... این روزها ه...
راحله…
-
تاریخ: 1403/1/28 ساعت: 9:15
چند روز پیش هلند بودم، دلیل اصلی رفتنم به هلند کاملا مشخص بود. اگرچه پس از ماهها یک سفر خارج از این شهر خلوت و سرد داشتم. نمیخواهم در مورد دلیل اصلی سفرم به هلند صحبتی بکنم، همان یک کلمه که در عنوان این پست نوشتم شاید کافی باشد. اگرچه نمیدانم ماجرا به کدام سمت خواهد رفت ولی شاید این هم ماجرایی باشد ...
کیمیا…
-
تاریخ: 1402/11/3 ساعت: 1:53
این چند روز اخیر حال بهم زن ترین روزها از زمانی که سوئد آمده ام بودند. امیدوارم دیگر هیچوقت چنین روزهای مسخره ای تکرار نشود. اگرچه، فکر میکنم که شاید همین روزهای مسخره لازم بود تا تلنگری باشد تا برنامه ها و چیزایی که در ذهن دارم را جدیدتر و مصمم تر ادامه دهم... Adblock test (Why?)
آیفون…
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 19:07
زندگی در گذر است... این روزهای من پر است از درس، پژوهش، مقاله نوشتن، مقاله خواندن... پر است از PhD... صبح ها با فکر کردن به کارهایم از خواب بیدار میشوم و شب ها هم با فکر کردن به کارهایم به خواب میروم. جاوید، بستون، مقاله، پیاده سازی، AR/VR، Service placement، الگوریتم ژنتیک و هر آنچه که مربوط به دکت...
الگوریتم ژنتیک موازی…
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 19:07
امروز سردرد داشتم، تا الان هم ادامه دارد... کلی امروز کار کردم... از دانشگاه و دپارتمنتال دیوتی بگیر تا چندین ساعت صحبت در ایمو با مریم و بعد یوسف و بعد با مادر و الهام... حرف های همیشگی ست... حق الارث... یاد حرف های پدر می افتم وقتی که در آخرین روزهای زندگیش به من گفت... مراقب مادر و خواهرهایت باش....
MacBook...
-
تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 11:43
تمرکز از دیروز به هم ریخته است... نمیدانم، کتابی را که جاوید فرستاده است را بخوانم یا لیست کورس ها را آماده کنم و یا حتی به فکر نمونه ISP باشم. اینکه قرار است Lab assistant هم باشم خودش یک دنیای دیگری است... حالا نمیدانم حتی این کتاب How to get a PhD را برای چه باید بخوانم... میتینگ ها هم که خود ماج...