حملهای دیگر... - تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 11:43
سنگ یا سنگها هوس بیرون آمدن کردهاند، نمیدانم انتهای ماجرای این سنگها چه می شود... امیدوارم که خودشان راهشان را پیدا کنند و تا دیر نشده زودتر بیرون بیاید...راستی دیگر از آن لیست بلند پایه هم خبری نیست... حالا بماند... Adblock test (Why?)
چرا؟ - تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 11:43
سنگ ها بیرون آمدند، یکی خودش آمد و دیگری را صالحی درآورد... ایران بودم... خوش گذشت... سه روزی هست که آمده ام... دلم گرفته است شدید... امیدوارم به زودی پرانرژی به کارم ادامه دهم... توکل بر خدا... Adblock test (Why?)
جاوید... - تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 21:28
وارد ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ هم شدیم. اسفندی که پراسترس و پرالهتاب بود و همین استرس و الهتاب به فروردین ۱۴۰۲ هم منتقل خواهد شد. ۱۴۰۱ هم چیزی به انتهایش نمانده است. دارد باران می بارد و صدای قطره های باران به گوش میرسد. این انتهای بارانی میتوان یه شروع رمانتیک را رقم بزند. نمی دانم چگونه ۱۴۰۱ را توصیف کنم، اما...
IBAN... - تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 17:37
از نیمه شعبان سال قبل تا نیمه شعبان امسال همه آنچه خواسته بودم، به واقعیت پیوست... فقط مینویسم تا بگویم که به خدا و ائمه اطهارش اعتماد کردی و شد... از این بعد هم به خدا و ائمه اش اعتماد کن... باخدا باش و پادشاهی کن...به امید ظهور... Adblock test (Why?)
مادر... - تاریخ: 1401/12/8 ساعت: 12:59
بدون شک بهمن ماه ۱۴۰۱ یکی از بهترین دوران زندگی ام است... زندگی با مادر... دوره کرسی... چایی خوردن های دوره کرسی... میوه خوردن ها و حتی کیک ها و تخمه هایی که با مادر هرازگاهی دوره همان کرسی نوش جان میکنیم... جنقه ای که مادر برایم در حال بافتنش است که مبادا آنجا سرما به من اثر کند... حتی شوخی هایی که...
علیرضا قربانی... - تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 21:42
سردی سوئد، گرمی استرالیا یا بلبشو آرام اینجا... باز هم به این فکر میکنم که اگر او خواسته هست، پس همانی خواهد شد که قرار است بشود...
اتوبوس ۱۰ شب... - تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 21:42
همه محاسبات به هم ریخته... فکر نمیکردم چنین اتفاقی بیافتد... بیرون تا حدی سرد است، دلم و ذهنم پر از هیاهوست... میدانم اینروزها هم خواهد گذشت... شاید روزهایی پر از خاطره باشد... اما گریه امشب مادر دلم را گرفت... شاید همین گریه کافی باشد تا قید استرالیا را با آنهمه دبدبه و کبکه اش بزنم... گریه های امش...
پروستات... - تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 21:42
دو ماه و یک هفته هم به اضافه اش مانده است. سنگ کلیه های نچندان کوچک و حتی نچندان بزرگ تازه کشف شده اند. هنوز جواب ازمایش مانده و حتی چک کردن قلب و دندان ها هم مانده... هنوز ماجرای مالکا تازه استارت خورده است و اول کار است، البته امیدوارم به سرعت به اخر کارش برسد... هنوز چهارهفته باید صبر کرد تا تازه...
انگور... - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 1:30
اگرچه فاطمه همان فردای خدافظی کردنش برگشت، اما اینبار من دیگر نمیخواهم ادامه دهم... نمیدانم کارم درست هست یا نه، نمیدانم که آیا واقعا ضرر خواهم کرد یا نه... اگرچه شاید به نفع من نباشد، اما شاید به نفع او باشد که دیگر باکسی که بخاری از او بلند نمی شود ادامه ندهد. این اواخر سرخوش هست، شاید دلیلش قرص ه...
مقدماتی جام جهانی - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 1:30
جنگمان با فاطمه همچنان ادامه دارد... دیشب هر چه از دهنش آمد را به من گفت، تعداد 14 عدد فحش از نوع رکیک و نیمه رکیک... ظاهرا مادرش هم من را فحش میدهد و شاید رکیکتر... اینکه او فکر میکند همه تقصیرها گردن من است، دارد اشتباه میکند. اینکه من از همان روز اول به او گفتم شرایطم معلوم نیست و در حال رفتن به ...
پوریا - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 1:30
این روزها، برخلاف بازارهای شلوغ آخر سال، برخلاف هیجان های خانواده خودم بخاطر ماجرای الهام، برخلاف همه شلوغی ها و کارهای آخر سال که همه انجام میدهند، برخلاف همه خاله زنک بازی ها بخاطر ماجرای الهام، برای من عجیب اینروزها خلوت است. بعد از یک مدت استرس و اضطراب بخاطر مصاحبه هایی که داشتم و برنامه ریزی ه...
دماسنج اتاق... - تاریخ: 1399/1/12 ساعت: 7:37
ایتالیا دومین کشوری است که بیشترین کرونا را دارد، ایران هم سومین است. در این روزها در قرنطینه خانگی به سر می برم. آخر سال است و حرف های زیادی برای گفتن وجود دارد. هرچند در اینجا هیچ حس و حالی از آخر س
لیمو ترش... - تاریخ: 1399/1/12 ساعت: 7:37
تنها در خانه ای در Borino، روی تخت، برق خانه رفته است... شارژ گوشی فقط ۳۶% مانده است... هرچند پاوربانک هست... پشت در صندلی گذاشته ام... شاید زود وصل شود و شاید اصلا چند روزی برق نباشد... شارژ گوشی شد ۳۵%...
۷ میلیمتر!!! - تاریخ: 1398/11/29 ساعت: 2:06
همان روزهای پرنوسان که انتظارش را میکشیدم فرا رسیدند... اسکایپ ها یک به یک انجام می شوند... بیشتر از نصف اپلای هایم به مصاحبه رسیدند و این آمار خوبیست... اما اینکه کدام یک به نتیجه خواهد رسید خود نیز
سفارت... - تاریخ: 1398/11/29 ساعت: 2:06
نوسان های این روزهای من شبیه به جاده ای صاف است که با سرعتی بالا در حرکت هستی و ندیده در دست اندازهایی می افتی که در هیچ کدام گیر نمی افتی و یک به یک همه را رد می کنی... آن خبر خوشی که انتظارش را می ک
فاطمه... - تاریخ: 1398/11/29 ساعت: 2:06
دیگر زمان زیادی نمانده است... تنها سه روز و یا دقایقی بیشتر از آن... آری زمان رفتن فرا رسیده است... رفتنی که با منصرف شدن های متعددی همراه بود... فکرهای روزهای گذشته و حتی ماه های گذشته، گاهی به کار م
FBK... - تاریخ: 1398/11/29 ساعت: 2:06
نزدیک به ۲۴ ساعت بود که از اتاق خارج نشده بودم... اما آب جوش دوباره مرا از اتاق بیرون کشاند... آب جوشی که این روزها رفیق تنهایی های من است... امروز کلا اینترنت ایران قطع بود... هیچ تماسی نتوانستم برقر
امیرقیامی... - تاریخ: 1398/11/29 ساعت: 2:06
روی تخت نشسته ام و لپ تاپ را جلوام گذاشته ام، نیلوفرانه علیرضا افنخاری از گوشی پخش می شود... آهنگی که این روزها حس خوبی را برایم القا می کند... امروز همانند روز های تعطیل دیگر بیشتر روی تخت بودم... یک
ممد... - تاریخ: 1398/3/6 ساعت: 5:06
چقدر تشنه بودم، شاید مقصر فلافل هایی بود که در شام خوردم... کلی اب خوردم البته نه به اندازه یک لیوان مسی ولی در این وقت شب تقریبا یک لیوان مسی اب خوردن برایم زیاد بود...چند ماه پیش بود که لیستی از دان
سه تار... - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 22:20
نتیجه همانی نشد که فکرش را می کردم اما همین نتیجه هم نشانه ای بود که می توان کار را انجام داد. امتحان زبان را می گویم، مهمترین نتیجه ای که از این آزمون گرفتم این بود که اسپیکینگم جهش داشت حتی به انداز