SAMSUNG J6 - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 22:20
همانند زمستان این روزهای دل من هم سرد هستند... هیچ چیز لذت بخشی وجود ندارد... راستی زبان را 6.0 شدم. بد نیست، اما خوب هم نیست، اما حداقل نمره است و می توان امیدوار بود. چند روز پیش رفته بودم هیرو اما
صادق... - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 13:18
چه جالب، اینبار دارم با تبلت مینویسم. یهو یادم افتاد زمانی که داشتم در تهران در یک کافی نت برای وبلاگ می نوشتم. ان روزها چه حس و حالی داشت. حس و حالی که فقط می شود در ان شرایط درک کرد و شاید من هم الا
تهران... - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 13:18
اینکه برنامه هایت چگونه دارد پیش می رود بماند... اینکه به فکر سرمایه است هستی که ارزشش کمتر می شود بماند... اینکه این ماه کمترین درآمد را تقریبا در دو سال گذشته داشتی بماند... اینکه این ماه بیشترین پو
پراید... - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 13:18
عجب روزگاری شده است... امروز اصلا زبان نخواندم... حتی شماره نامه ای که قرار بود فردایش بدهد را یک هفته دیر داد با امروز فردا کردن هایش... حالا خود نامه چه هست بماند... هنوز نمیدانم... آن جنوبی میگوید
97... - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 13:18
96 هم دارد تمام می شود، نودوششی که قرار بود اتفاق های مهمی بیوفتد، اول از همه زبان بود که فعلا نشد... خداراشکر از نظر اقتصادی نسبت به سال های قبل خوب بود... مقاله ای که قرار بود داده شود هنوز تکمیل نش
اشکال کار... - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 13:18
دلم برای خودم تنگ شده است. دقیقا خودم... چقدر عوض شده ام در این روزها. تنهاتر از هر زمانی شده ام، حتی فکر می کنم خدا هم کنارم نیست... صبح هایت با شب هایت فرقی نکرده است. همانگونه که شب ها بیداری همانط
ریز یا درشت؟ - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 13:18
چند روزی هست که چرخ کار بر روی پروژه ها به حرکت در آمده است. امیدوارم همینطور به حرکتش ادامه دهد تا پروژه های در دست تمام شود... این روزها فکر مشغول چیزای دیگری هم هست... از ریز تا درشت... ریزهایش قاب
چهل... - تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 13:18
آخرین بار از ریز و درشت ها نوشتم که فکرم را مشغول کرده بودند. ریزها که ریز مانده اند اما درشت ها هم آنقدر درشت نبودند و نیستند که به آنها درشت نگاه کنم. کم کم باید حل کرد و باید حرکت کرد... اینبار تکن
Michael Menth - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 2:28
روز زیاد جالبی نبود... اسکایپ را خراب کردم... باید دنبال راهی بهتر بود...
جالب است هیچ چیزی برای نوشتن در اینجا به ذهنم نرسید... - تاریخ: 1396/9/23 ساعت: 2:28
دارم به آهنگی گوش می دهم که هندزفری اش را دیروز خریدم، از پسری که بچه هرات بود... کیفیتش اصلا خوب نیست و باید یکی بهتر را بخرم، لازم است... برای لیسینینگ... تنها فقط یک چهارم از سال باقیست و کار مهمی که قرار بود انجام دهی در این سال، هنوز نشانه های جالبی از خودش نشان نمی دهد... چند روزیست خوب شروع ش...
:)... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:52
اخیاری گفت جزو فیزیولوژیک بدن هست و طبیعی هست... همان متخصص اورولوژی را می گویم... اوایل خیلی نگران بودم اما بعدش خودم هم سرچ زدم دیدم چیزی نیست... بعدش هم دکتر گفت خیالم راحت شد... ماک دوم را هم 5.5 شدم. البته اسپیکینگم بهتر شده بود اما باید با برنامه پیش رفت جلو و عقب نشینی نکرد. از این به بعد به ...
چای - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:52
مدتی بود بلاگفا اجازه نوشتن نمیداد... ظاهرا سیستمشان مشکل دارد... 2 شهریور هم رو به اتمام است و من دوباره پشت لپ تاپ، هندزفری چسبیده به گوش هایم مینویسم. همچنان درگیر پروژه ها، C++ و زبان هستم... چند روز به اساتیدی از دانشگاه های آنور ایمیل زدم، فعلا جواب خیلی مثبتی نگرفته ام. رضایی همچنان ادامه دار...
ICDL - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 2:02
زبان را تقریبا یک ماهی است که شروع کرده ام، وقتی شروع کردم هدفم 6 به بالا بود... شاید 6 تا 7... البته در 6 ماه... آخر دی ماه یک ماه از آن 6 ماه می گذرد... البته الان هم هدفی بین 6.5 تا 7 دارم و شاید اگر زمان بگذرد هدفم بیشتر از این مقدار باشد... برنامه ای که گذاشته بودم برای خواندن تقریبا اجرا می شو
رویا... - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 2:02
کلاس های C++ و ICDL همچنان ادامه دارند... گاهی در کلاس ICDL سوالاتی می پرسند که به احتمالا بالا راع حل هایی دارد و سعی می کنم یا تقصیر اکسل بندازم یا به قول خدمان سوروشدورم... کلاس های C++ هم طولانی هستند. وقتی 60 ساعته هستند من همان 40 اول کار را تمام می کنم و 20 آخر واقعا چه بگویم خودش جای سوال دا
معده درد... - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 2:02
اینکه دارم درجا میزنم یا پسرفت می کنم خود جای بررسی دارد. هدف این است که پیشرفت کنم. اما معنی پیشرفت را چه می توان معنی کرد؟، پیشنهاد کلاس C# یا تلاش برای مدرک زبان؟ وقتی داشتم کلاس ICDL میرفتم سرم را پایین انداخته بودم و با خود می گفتم که واقعا داری پیشرفت می کنی؟ آیا این کلاس هایی که میروی جلوی پ
احمدی... - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 2:02
امروز باید 7 بیدار میشدم... 10 ساعت به کوب کلاس داشتم... همه اش برنامه نویسی از C++ بگیر تا C#... گاه گاهی با تلبت چک می کردم که شاید پیامی آمده باشد... نمیدانم... شاید شروعش راحت باشد اما انتهایش معلوم نیست... اصلا شاید شروعش هم راحت نباشد... اما انگار می خواهم هوشمندانه شروع کنم...
هوا خوب بود... - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 2:02
برف ها رو پارو میکردم... کلی برف در حیاط بود دور دیوار را باز کردم تا آب ضرری برای دیوار خانه نداشته باشد. صبحش لوله کش آوردم و لوله ها را ردیف کرد... وقتی رفتم بیرون با خودم استرس داشتم که چطور لوله کش را پیدا کنم... یکهو جلوی چشمانم ظاهر شد همان خیابان آوردمش خانه و ردیفش کردیم... ماجرای دو سه روز
قارمان - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 2:02
ماجرای جدید این روزهای من علاوه بر پروژه ها و کلاس ها، هیچ چیز دیگری نیست... باید برنامه ریزی کنم دقیق، با ریسک بالا و اجرا کنم...
زبان... - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 2:02
به انتهای یک ماه اول 96 هم کم کم میرسیم. سال 95 گذشت، سالی که اهداف مختلفی هر روز مرا درگیر خودش می کرد. از همان روزهای اول عید سرگرم رزومه درست کردن بودم... دو سه ماه اول مشغول مصاحبه ها بودم و تجربه بدی نبود... نتیجه گرفتم که رفتن به مصاحبه ها کاملا کار اشتباهی است مگر اینکه واقعا ارزش داشته باشد.
7 - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 2:02
تنها یک کلاس خصوصی سی پلاس پلاس می روم فعلا... کلاس زبان می روم و اجازه نمی دهد کلاس های خودم را بروم... اولویت کلاس زبان بالاتر از کلاس های خودم هست... اندکی امیدوار شدم برای اینکه در مدت کمتری بتوانم مدرک زبانم را بگیرم البته با یک نمره خوب... تمرکزم اینروزها زبان است... نقطه ضعف هایم را کم کم تشخ